اضطرار
1-اضرار یک حکم واقعی شخصی برای نفس مکلف است به این معنا که دیگر هیچ راه محتملی وجود نداشته باشد و این فقط در حفظ جان وجود دارد و شارع متعال در اضطرار در حفظ جان را در جایی که احتمال عادی دیگری برای زنده ماندن وجود نداشته باشد قرار داده است
2- اضطرار قابلیت رفع تمام محرمات را دارد
3- عنوان اضطرار ثبوتی است و نیاز به احراز دارد پس اضطرار باید به نحو قطعی احراز شود و الا دلیلی بر رفع حکم وجود ندارد
4- شرط اضطرار که عدم بغی و عدی باشد شرط عدمی است و نیاز به اثبات دارد امام چون در تمام مقدماتش عنوان ثبوتی است و اصل عدم است پس عند التردید اصل عدم بغی و عدی است .
5- اگر در مقابل اضطرار محرماتی باشد که در درجه حرمت متفاوتند بدون قصد بغی و عدی دلیلی نداریم که حرام اقل حرمه را انتخاب کنیم امام خارجا بسیار بعید است انتخاب اشد حرمه بدون بغی و عدی و قصد حرام .
6- گاهی اوقات شارع خبر از عدم رفع اضطرار با موضوعاتی مثل خمر را می دهد به نحو واقعی می دهد که این استثناء از حکم اضطرار نیست و خروج موضوعی است .
7- در بحث حفظ اموال و صحت بدن اضطرار نیست و نهایتا لا ضرر است
8- در دوران بین نجات خود یا کشتن مومن دیگر مناط اضطرار که حفظ نفس محترمه است وجود ندارد
9- در قتل مومنین برای نجات مومنین دیگر یا حکومت آنها اضطرار وجود ندارد و نهایتا دوران بین وجوب وحرمت است همین طور دوران بین ارتکاب سایر محرمات یا حکومت .