موضوعات
پرسش و پاسخ
اذن پدر در تزویج بالغ دائم و متعه
موضوع :
در هردو ازدواج دائم و متعه :
در جاریه که به معنای دختر نابالغ است اذن شرط است
و در ثیب که به معنای زنی است که بکارتش با ازدواج یا چیز دیگر برداشته شده اذن شرط نیست
در صبیه که به معنای دختر بچه است اگر دخول نباشد می تواند بعد از بلوغ عقد را اجازه نکند
زن باکره رشیده به معنای زنی که بالغ شده و مجنون نیست اذن در ازدواج او شرط نیست اگرچه که بهتر گرفتن اذن است .
ازدواج با جن
موضوع :
نکاح با جن ممکن و جائز است و فقط انسان باید ملتفت آثار جسمی و روحی آن باشد . و زنای با جن حرام است .
متعه
موضوع :
- نظر اسلام در غریضه جنسی ارضای آن از راه حلال است و نه سرکوب آن و راه های مختلفی برای آن گذاشته است .
- متعه یک راه ارضاء حلال نیاز جنسی است و استحباب آن به نیت اقامه سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و مخالفت با حرام کنندگان متعه است .
- در مواردی متعه مطلوب نیست و می توانیم از آن تعبیر به کراهت کنیم و تفاوت در در درجه کراهت هم وجود دارد و بعضی نهی از آنها خیلی شدید است : 1-هنگام بین نیازی از امور جنسی با همسر 2- هنگام ترس از فساد و بی دین شدن همسر 3- هنگامی که وهن به اهل بیت و اصحاب اهل بیت علیهم السلام باشد 4- هنگامی که ترس از پخش خبر متعه کردن فرد و رفتن آبرو باشد 5- هنگامی که سبب ذلیل شدن و شکست شخصیتی زن متعه شده باشد 6- هنگامی که از ناحیه زن ایمنی وجود نداشته باشد از جهات مختلف چه از جهت سلامتی چه از جهت مالی و آبرویی چه از جهت رعایت امور شرعی که زن آنها را رعایت نکند 7- هنگامی که زن متعه و احکام و توابع شرعی و عرفی آن را نمی شناسد 8 – متعه با غیر شیعه در صورت وجود شیعه و غیر مسلمان در صورت وجود زن مسلمان 9- متعه با زن باکره در صورتی که نیاز از جانب مرد باشد و الا در صورت نیاز زن باکره مانعی ندارد 10- متعه با زن زناکار 11 – عناوین دیگری در روایات ذکر شده که می شود در عناوین قبلی جای بگیرند مثل کسانی هستند که علنی متعه می کنند و خانه آنها معروف است . آنهایی که به خودشان دعوت می کنند و به فساد شناخته می شوند آنهایی که معروف به زنا هستند . آنهایی که طلاق غیر صحیح و خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه وآله گرفته اند .
- بنای متعه بر سری بودن و مخفیانه بودن است و حکومت اسلامی در عین اینکه نباید اعلانی نسبت به این مساله داشته باشد تا دچار منهیات قبلی نشود ، به هیچ نحوه نباید از آن چه به شکل فردی و چه به شکل خانه هایی که موارد مطمئن و سالم را فراهم می کنند جلوگیری کند و بلکه مطلوب است که اسباب آن را فراهم کند که جامعه از فساد حفظ شود .
نکاح البله من النساء
موضوع :
- ازدواج دائم و منقطع با زنان مستضعف دینی که به دشمنی و عداوت با شیعه نرسیده باشند در هر دین و فرقه ای که باشند جائز است .
- ازدواج با زنان ناصبی اعم از غیر مستضعف و مستضعف جائز نیست .
- ازدواج زن مومنه با مرد مستضعف دینی جائز نیست .
زدن زن
موضوع :
زدن زن فقط در نشوز و تخلف جنسی زن جائز است آن هم بعد از موعظه و هجر که از مصادیقش روبرگرداندن از او در بستر است . و زدن باید بسیار با ملایمت باشد مثل زدن بچه ها و به تعبیر روایت مثل زدن با مسواک به حدی که حتی جای آن قرمز هم نشود و زدن به صورت به هیچ نحوی جائز نیست.
رفتن نزد ساحر
موضوع :
رفتن نزد ساحر به قصد استفاده از سحرش حرام است
یادگیری سحر
موضوع :
تعلم سحر مطلقا حتی برای ابطال سحر حرام است و ابطال سحر نیازی به تعلم سحر ندارد .
حکم سحر
موضوع :
هر گونه سحر برای هر کسی مطلقا حرام است
چیستی سحر
موضوع :
در چیستی سحر باید این نکات مد نظر باشد
در روایات دائره سحر باز گذاشته شده و به چیزی خاص محدود نشده است و تشخیص آن نیاز به یک ارتکازی ازقرآن روایات و عرف خاص علوم غریبه و علم سحر دارد و عرف عام فایده ندارد چون اشتباه عرف عام در السنه شرع و روایات محرز است و ملاکی برای فهم دقیق آن ندارد
می توان این تعریف را برای سحر بیان کرد : استفاده از قوای شیطانی و جنی یا خدعه برای تاثیر در دیگران
سحر کردن با قرآن هم می شود مثل نوشتن آیات قرآن با نجاسات و یا سایر جسارات به قرآن و یا منطبق کردن کلمات قران با موکلین شیطانی و …
تصویر و مجسمه
موضوع :
- منظور از تمثال تصویر و مجسمه ای است که عرف مثل و مثال چیزی که برای آن ساخته شده بداند و در نقاشی های بچه گانه صدق مثل و مثال مشکوک است لزا از محل بحث خارج است .
- دلیلی بر حرمت ذاتی ساخت و استفاده از تصویر و مجسمه وجود ندارد و نهایت در غیر از موارد جواز حمل بر کراهت می شود از جهت اینکه ممکن است منجر به حالات سوء در انسان شود .
- در جایی که به تصویر و مجسمه اهانت شود مثل اینکه در مکان خوبی نباشد یا زیر پا یا در پشتی باشد و همچنین جایی که تصویر غیر ذوی الارواح باشد یا ذوی الارواح باشد اما سر آن را انسان به غیر ذوی الارواح تغییر دهد کراهت نیز ندارد .
وقف
موضوع :
در وقف قصد قربت و خروج دائمی از ملک واقف شرط است . حتی اگر موقوف علیهم منقرض شوند .
قبض در وقف شرط لزوم است نه صحت یعنی تا قبل از قبض توسط موقوف علیهم واقف می تواند رجوع از وقف کند و بعدش دیگر نمی تواند و اگر قبض نشد و رجوع هم نکرد و واقف مرد وقف صحیح است و خود به خود لازم می شود
در وقف صیغه شرط نیست و صرف نیت تقرب الی الله و اخراج از مال کفایت می کند .
صیغه مسجد
موضوع :
برای مسجد صیغه لازم نیست و همین که فرد نیت مسجد کند قربه الی الله حکم مسجد را پیدا می کند البته در مساجد موقوفه باید اخراج دائمی از ملک هم رخ دهد .
اقل مسجد
موضوع :
کمترین مسجد از تحجیر و محصور کردن مقداری که یک فرد بتواند نماز بخواند شروع می شود و هرچه مسجد بزرگتر باشد برای سازنده ثواب بیشتری دارد و به اندازه هر وجب یا ذراع به سازنده خداوند ثواب عظیمی می دهد .
مسجد مملوک و موقوف
موضوع :
مسجدی که انسان زمین و بنایش را وقف نمی کند مثلا گوشه ای از خانه خود را مسجد قرار می دهد تماما حکم مسجد را دارد جز این که می تواند آن را جابه جا یا تخریب کند اما در مساجد وقفی نمی شود و این خصوصیت مربوط به وقف است نه مسجد .
هوا و زمین زیر مسجد و طبقات بالا و پایین مسجد
موضوع :
با توجه به اینکه ظاهرا در الحاق هوا و زمین و الحاق پشت بام و زیر زمین و الحاق طبقات بالا و پایین هر ملکی از جمله مسجد و سایر موقوفات به آن ظاهرا روایتی پیدا نکردیم و کسی هم به آن تمسک نکرده و ملقای به عرف و ارتکاز شده است ، برای فهم دقیق مساله باید تفکیکی قائل شویم :
- اولا بحثی سر مالکیت بنایی که ساخته شده به هر نیتی نسبت به مالک نداریم . یعنی اگر کسی طبقات بالا را بسازد به نیت مسجد یا هر وقفی حکم مسجد و آن وقف را دارد و صحبت ما سر این است که آیا الحاق آن الزامی است یا خیر ومی شود بالا سر مسجد یا ملک وقفی شخص دیگری ملکی بسازد به غیر نیت مسجد یا آن موقوفه
- فرق است بین عدم تصرف و مالکیت . یعنی ممکن است بگوییم شخصی حق ندارد هوا یا زیر یک بنایی را از باب مزاحمت بر آن ملک تصرف کند اما صاحب آن ملک هم مالک آن هوا یا زیر زمین ملک خود نیست و نمی تواند از باب مالکیت آن را بفروشد .
- مقداری از فضا و زمین که محصور با بنا است قطعا جزء ملک است و با همان قواعد تصرف زمین و بنا آن را هم مالک می شود .
- آن مقداری که قطعی است بین عرف این است که هر ملکی مقداری از هوا و زمین زیر خود را به عنوان حریم خود دارد و مازاد بر آن را مثلا صد متر بالای خانه و صد متر زیر آن را مالک نیست . اما به این معنا نیست که دیگران می توانند تصرف ضرری کنند مثلا جلوی نور این زمین را بگیرند و این تصرف طبق قاعده لا ضرر باید از بین برود .
- ظاهرا مقدار حریم ملک هم منع در تصرف غیر است نه ملک مالک و مالکیت نیاز به دلیل دارد و اگر ثابت نشود اصل عدم آن است . البته شخص می تواند حق در تصرف خود را با مبلغی مصالحه کند .
پس الزام قطعی به الحاق طبقات بالای مسجد یا املاک موقوفه ای که توسط غیر ساخته شده و ستون هایش خارج از ملک وقفی است ، به آن ملک نیست . البته چون تحت تصرف صاحبان وقف است باید از طبقات هم به نحوی تصرف آنها باشد و چون امکان اجازه از همه صاحبان وقف از جمله کسانی که در نسل های بعدی می آیند نیست امکان فروش و مصالحه آن وجود ندارد و متولی وقف و حاکم شرع هم همچنین اذنی ندارند .
ترتیب بین دست ها
موضوع :
رعایت ترتیب بین دست ها در وضوء واجب است یعنی اول باید دست راست و بعد دست چپ شسته شود اما در صورت سهو در ترتیب و خواندن نماز با این وضوء اعاده صلاه واجب نیست
اطاعت از والدین
موضوع :
اطاعت از والدین به غیر از ترک واجبات و انجام محرمات واجب است.
ارتداد
موضوع :
1- مرتد فطری و ملی داریم که فطری کشته می شود و ملی سه روز توبه داده می شود و زن به هیچ وجه کشته نمی شود
2- ارتداد با تصریح به کفر ، سب خدا و رسول الله و اهل بیت علیهم السلام ، انکار ضروریات دین با علم به ضروری بودن ، افعالی که دلالت قطعی بر ارتداد دارند مثل سجده بر بت و … ثابت می شود و صرف ارتداد باطنی منجر به این احکام نمی شود .
3- اموال مرتد فطری و ملی در صورت عدم توبه به ورثه او می رسد و زن او عده وفات می گیرد .
4- مرتد فطری اگر توبه کرد لازم نیست خودش را در معرض قتل قرار دهد .
5- ثبوت ارتداد به نحو شخصی هم ثابت می شود و هر کسی می تواند حکم را اجرا کند فقط باید بتواند ارتداد آن فرد را ثابت کند .
جا گرفتن در اماکن عمومی و مسجد و مشاهد مشرفه
در اماکن عمومی و مسجد اولویت مکان فقط تا وقتی است که خود شخص نه کس دیگر در مکانی باشد و عرفا مکان را برای کار دیگر ترک نکرده باشد و ترک کردن مختصر مثل اجابت مزاج و تجدید وضوء یا کارهای مختصری که عرفا ترک مکان نیست مانعی ندارد . و این اولویت هم برای هر مرتبه فقط تا صبح فردای آن روز و شب می باشد .
بنابر این اولویت با جا گرفتن دیگران ثابت نمی شود . و همینطور شخصی که فعلا برای استفاده از مکان نیامده و فقط برای جا گرفتن آمده باشد باز اولویت ثابت نمی شود . و همچنین شخصی که مکان را ترک کرده به نحوی که بگویند شخص مشغول کار دیگری غیر از امر مربوط به استفاده مکان باشد اولویت ثابت نمی شود .
افطار روزه مستحبی با درخواست مومن
موضوع :
- مطلق اجابت درخواست مومن در اکل طعام روزه مندوبه مستحب است و انسان ثواب روزه و بلکه بیشتر از آن را می برد و لزوم به محبوبیت نزد افطار دهنده نیست
- در همه موارد باید قصد انسان برای روزه جدی باشد و نیت روزه واقعا محقق شود به این شکل که مثلا نیت کند که اگر کسی پیدا نشد به او افطار دهد روزه خود را تا انتهاء ادامه دهد .
- مانعی ندارد که انسان خودش اعلان کند که من روزه هستم که اگر کسی می خواهد ثواب افطار را ببرد اقدام کند یا صرفا برای اینکه خودش ثواب افضل را ببرد .
- با عدم اعلان ثواب سنه دارد
- هر جا امتنانی هم باشد باز ثواب مستقل دارد
- هر جا ادخال سرور باشد باز ثواب اضافه دارد
- به حسب زمان فرقی در اوقات روز نیست
- در صوم الضیف که همان صوم الاذن است ظاهرا صوم اصلا بدون اذن مضیف جائز نیست هم ابتداء صوم و هم استمرارش . و فرق آن با بقیه موارد در صدق عنوان ضیف است و در همه مواردی که مومن تعارف و درخواست برای اکل می کند صدق عنوان ضیف نمی شود و همان بحث استحباب مطرح است .
اعانه بر حرام
موضوع :
انجام فعل حلال با دو شرط قصد به حرام افتادن دیگران و علم به حرام افتادن دیگران حرام است و در جایی که علم به حرام افتادن دیگران نیست یا قصد به حرام افتادن دیگران نیست حرمتی وجود ندارد و اعانه بر حرام صدق نمی کند
پوشاندن صورت زن از نامحرم
موضوع :
پوشاندن صورت برای زنان از نامحرمان نه تنها مستحب است بلکه از اعظم مستحبات است و نزدن آن اگر چه جائز است امام مطلوب اولی شارع نیست و می توان از آن تعبیر به کراهت کرد
مزاح و خندیدن زن و مرد نامحرم
موضوع :
آنچه حرام است مزاح کردن مرد با زن نا محرم است و اگر بعد از آن زن هم تبعیت کند و مزاح کند و حرامی اتفاق بیافتد حرام است و مزاح ابتدایی زن با نامحرم حرمتی ندارد
صرف خندیدن زن و مرد نا محرم با هم بدون مزاح کردن حرمتی ندارد
فتوا در احکامی که دلیل قطعی بر آن نبود
موضوع :
در جمیع آنچه از احکام شرعی دلیل قطعی الحجیت بر آن پیدا نشد وجوب توقف در فتوا و ارجاع حکم آن به خدا و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام است و عملا برائت جاری می شود و حکم به احتیاط حرام است و علاوه بر بدعت مخالف صریح دستور دین است .
نجس کردن متنجس
موضوع :
متنجس یعنی چیزی که از عین نجاست نجس شده اما چیزی از عین نجس با او نیست نجس کننده نیست و نجاست از او به چیز دیگر سرایت نمی کند .
چراغ روشن کردن در مسجد
موضوع :
چراغ روشن کردن از مال خود در مسجد مستحب است و تا وقتی که روشن است ملائکه و حاملین عرش برای انسان استغفار می کنند . نه اینکه لزوما مسجد خوب است روشن باشد حتی وقتی که درب مسجد بسته است و کسی در آن نمی تواند برود .
نبش قبر
موضوع :
در اسلام و بین شیعه و سنی حرمت ذاتی و ابتدایی نبش قبر مومن ثابت است یعنی در شرائط عدم تعارض و تزاحم با واجب و حرام دیگر نبش قبر حرام است . و در شرائط تزاحم باید به حکم اهم اخذ کرد و در هر موردی باید جداگانه بررسی شود که اهم چه است .
بنابراین تا وقتی که قبر مومن موجود است ولو صدها سال از آن گذشته باشد صرفا به این جهت که کس دیگری را در آن دفن کنند در حالی که جاهای دیگر برای دفن موجود است نبش قبر حرام است .
وصیت به حرام تکلیفی نمی آورد لزا عمل به وصیت برای جابه جایی میت به جای دیگر جائز نیست .
در زمین غیر در صورتی که به صورت قهری میتی یا امواتی در آن دفن شده باشند مثلا زلزله ای آمده یا جنگی رخ داده نبش قبر برای اخراج آنها جائز نیست .
نبش قبر برای در آوردن کفن یا اموال غیری که ارزش چندانی ندارد و فرد صرفا از روی لج بازی راضی به اخذ قیمت نمی شود جائز نیست .
دفاع
موضوع :
- جهاد غیر ابتدایی و دفاعی به نیت دفاع از اسلام و مسلمین نیازمند اذن خاص امام نیست و در هر زمان و مکانی که توانایی آن باشد و ضرر اهم نداشته باشد مطلوب و مستحب است مخصوصا اگر اصل اسلام و مسلمین و ذراری آنها در خطر باشد .
- کسی که محارب نیست و مسلمانان را به کمک می طلبد و توانایی یاری رساندن به آن وجود داشته باشد و ضرر اهم برای مسلمانان نداشته باشد یاری رساندن آن واجب است .
- جایی که اهل و عیال انسان در خطر باشد دفاع از آنها واجب است ولو به قیمت جان انسان تمام شود .
- دفاع از مال هم مطلوب است و کسی که در راه دفاع از آن اعم از مال اختصاصی و مال شریکی و عمومی ، کشته شود شهید است اگر چه افضل ترک مقاتله به خاطر آن است .
- جایی که دفاع متوقف بر پیشگیری و حمله پیشدستانه است این حمله ضروری و واجب است .
- کسی که به مسلمانان سلاح نشان دهد و آنها را با آن تهدید کند محارب است و احکام محارب بر آن بار می شود و در حال حرب و جنگ هم خون آنها هدر است .
- استفاده از سلاحی که زنان و بچه ها و سالمندان و تجار و حتی اسرای مسلمین را می کشد که از آن تعبیر به سلاح کشتار جمعی می کنیم در صورتی که دشمن در میان آنها با مسلمانان می جنگد و به تعبیری آنها را سپر انسانی خود کرده جائز است . و صرف داشتن این سلاح ها با هر قدرتی برای ترساندن دشمنان و باز دارندگی ضروری و لازم است .
- نیابت در جهاد حتی با پرداخت و دریافت پول در صورتی که جهاد بر شخص واجب عینی نباشد جائز است و اخذ پول منافاتی با قصد قربت ندارد .
اسباب الرقیه یا طرق عبد و کنیز شدن
موضوع :
- اساس عبد و کنیز در اسلام بر مسیر رسالت الهی انبیاء در هدایت و سعادت انسانها است که این عبد و کنیز به سعادت الهی دنیا و آخرت برسند
- تنها راه تبدیل انسان آزاد به عبد و کنیز اسارت در جنگ و دارالحرب است . و بیع النفس و فرزند و بیع مخدوع یعنی انسانی که گول خورده و بیع مقهور یعنی کسی را به زور غیر از جنگ بگیرند و بفروشند ، جائز نیست و سبب رقیت نمی شود .
- منظور از حرب و جنگ انواع جنگی فعلی که کیان اسلام و مسلمین و مملکت مسلمانان را هدف گرفته می باشد اعم از جنگ با اسلحه و جنگ با بیماری زایی و بیولوژیکی و جنگ اقتصادی نه صرفا رقابت اقتصادی و انواع دیگر جنگ . و دولت کافری که هیچ کاری به مسلمانان ندارد حربی حساب نمی شود .
- اسیر در جنگ با مشرکین و اهل کتاب و حتی مسلمانان غیر از شیعه عبد و کنیز می شوند
- علاوه بر اسرای در متن جنگ اسرای در دارالحرب که بلد کسانی است که با مسلمین و شیعه می جنگند نیز عبد و کنیز می شوند . و مردم در دارالحرب قبل از رسیدن لشکر مسلمین یا باید دارالحرب را ترک کنند یا باید مسلمان یا در جنگ با مسلمین با شیعه شیعه شوند و صرف اقرار لسانی برای نجات از رقیت کفایت می کند .
- دشمن اهل بیت و دشمن شیعیان اهل بیت علیهم السلام به خاطر اینکه ولایت آنها را دارند و کسی که اولی و دومی را بر اهل بیت مقدم می کند و معامله امام با آنها می کند ناصب است و در شدت درجه نجاست و کفر است و مالش کلا هدر است و می شود در آن تصرف کرد و جان او نیز هدر است اما سزاوار نیست شیعه بدون اذن امام خود را در معرض خطر قرار دهد و اقدام به قتل آنها کند مگر اینکه طوری اقدام به قتل کند که کسی متوجه نشود و هیچ خطری متوجه او و سایر شیعه نشود . اما رقیت او اهلش مثل سایر مشرکین متوقف بر جنگ است .
- سبی انفال که انفال در بحث ما مربوط به دارالحربی است که بدون لشکر مسلمین و خیل رکاب تسلیم شده اند ، مال امام است که البته امام اذن آن را به شیعه داده اند .
- امام اینکه یک نفر به خاطر جنگ و جهاد دفاعی خودش برود در دارالحرب و اسیر بگیرد ظاهرا جزء انفال نیست و مال خودش است چون اولا اذن جهاد دفاعی به همه داده شده ولو یک نفر باشد و ثانیا خودش خیل و رکاب کرده و زحمت کشیده و از موضوع انفال خارج است . البته سبی افرادی که صدق حربی به آنها قطعی نباشد مثل افرادی که در دارالحرب هستند و خبری از حرب ندارند جائز نیست .
کشتن اسیر
موضوع :
کشتن اسیر در صورتی که عقبه ای از دشمنان دارد که به سمت آنها می رود و به دشمنی با مسلمین و مومنین می پردازد جائز است .
اهداء عضو
موضوع :
- اهداء عضو در زمان حیات به ادله ای از جمله اضرار به نفس حرام است و فرقی بین اهلاک نفس و خودکشی یک دفعه یا تدریجی به این جهت که انسان عمدا کاری کند که عمر او کوتاه شود وجود ندارد .
- اهداء زائدات بدن مثل خون که زیادی آن و امتلائش برای بدن ضرر دارد اشکالی ندارد اما در کسی که این اهداء برایش ضرر داشته باشد حرام است .
- آسیب رساندن به بدن میت مسلمان و کافر و اهداء عضو بدن آنها حرام است .
- مرگ مغزی مرگ نیست و حکم زنده را دارد .