لا حرج و نفی حرج در اسلام
1-با توجه به تمام ادله قرآنی و روایی و کلمات فقهاء مسلم است که احکام الله به صورت اولی همگی در فرض و فضای لا حرج وضع شده اند و با نظر در احکام الله هم این مساله تایید می شود و مثل جهاد و دفاع هم که راسا حکم اضطراری است .
بنابر این در مواردی که به نحو ثانوی حرج رخ می دهد ما تردید در مصداقیت مورد نسبت به دلیل حکم داریم و در اصل حکم تردید داریم که اصل برائت بی معارض است برای نفی حکم و احتیاط هم در عدم فتوا به حکم است و تمسک به دلیل در شبهه مصداقیه دلیل هم غلط است .
2- در مواردی که حکم اولی در خصوص موضوع مظان حرجی بودن را دارد لا حرج نمی تواند این را بردارد چون شارع متعال با نظر به این حرج ، حکم را وضع کرده در تعارض هم این نص است و لا حرج ظاهر و نص مقدم است .
3-با توجه به آیات و روایات و کلمات فقهاء نفی حکم با تمسک به لا حرج ، همگی در حرج های نوعی رخ داده و اگرچه تصور عدم حرج شخصی در همه موارد می شود اما نفی حکم به نحو عام رخ داده . و علاوه بر ظهور اصل هم در مقام بیان بودن شارع است بنابر این حکم در حرج ها نوعی به نحو عام منتفی است هرچند برای یک شخص حرج وجود نداشته باشد .
4- ملاک در تشخیص حرج نوعی و صدق عرفی حرج تشخیص خود فرد است . و عند التردید اصل عدم است
5- اگر حرج نوعی وجود نداشت و حرج شخصی وجود داشت باز نفی حکم ، با تمسک به لا حرج می شود و عند التردید باز اصل عدم است .
تکلیف مالا یطاق
همه موارد در بحث حرج بود و تکلیف مالا یطاق به طریق اولی است و روایات هم دلالت بر این مساله دارد.